محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

608

خلاصة الحكمة ( فارسى )

باشد ؛ يعنى زمان حركت متقدّم ، كم‌تر از زمان سكون متأخّر باشد و متواترِ بالنّسبة به آن و صلابت اين كم‌تر از آن ؛ يعنى بعضى اجزاء آن صلب‌تر از بعضى ، نه آن كه بعضى اجزاء صلب و بعضى نرم باشد . و به جهت اختلاف اجزاء در شهوق و انخفاض « 1 » و صلابت ، تشبيه به دندان‌هاى « منشار » كه ارّه باشند نموده‌اند . و سبب اين ، سه امر است : يكى : اختلاف مادّه [ اى ] كه در عروق « 2 » ريخته است ؛ از خلط عفن و نضيج و غير عفن و خام ، كه آن چه عفونت دارد باعث نرمى است و آن چه غير عفن است باعث صلابت و آن چه نضيج است باعث نرمى و آن چه خام است باعث صُلبى است ؛ يعنى اختلاف اجزاء مادّه باعث اختلاف نبض است در حس . دوم : اختلاف اجزاء عرق است در صلابت و لين به قدر محسوس ، كه آن چه صُلب است ، قبول انبساط را خوب نمىنمايد و صغير است و آن چه نرم است ، قابل انبساط و عظيم است . سوم : ورم عظيم در اعضاء عصبانى است به جهت آن كه محيط به شريان ، دو غشاء است كه بافته شده‌اند از ليف عصبى و ليف رباطى ؛ پس هر گاه ورم در عضو عصبى باشد ، كشيده مىشود اعصابى كه در آن است ؛ به سبب زيادتى حجم آن از ورم . و لازم اين است كشيدگى اعصابى كه متّصل بدانند . و منجذب مىشود ليف‌هاى عصبانى كه در شريان‌اند ؛ پس تنگ مىگردد بدان سبب آن چه زير آن است از جرم شريان و دشوار مىگردد كمال انبساط آن ؛ براى ممانعت اليافى كه كشيده شده است . و لازم مىآيد از اين كه : بعضى اجزاء شريان بلندتر و سريع‌تر باشند از بعض « 3 » ديگر كه منجذب نيستند به جهت عدم اتّصال آن‌ها به الياف ؛ و بعض « 4 » اجزاء آن ، پست تر و بطىء تر باشد در حركت به سبب صلابتى كه از تمديد به هم رسانيده .

--> ( 1 ) . الف : انخفاظ . ( 2 ) . الف : عرق . ( 3 ) . ب : بعضى . ( 4 ) . ب : بعضى .